أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

59

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

يعنى ظهور و وجود بارىتعالى مجلاى علم او به اعيان ممكنات واقع شده ، يعنى همان اعيان موجوده در خارج ، و هم‌چنين ظهور علم بارىتعالى مجلاى وجود است با صفات و كمالات حميده ، پس هريك از ظهورات علم مطلق و وجود مطلق نسبت به ديگرى مظهر و ظل مىباشد ، و هر يك از علم و وجود را برونى و درونى است . پس ظاهر وجود را در نزد عرفاى الهيين دو اعتبار است : او را كثرتى است نسبى و وحدتى است ذاتى ، چه خود بالذات يگانه است ولى به اعتبار نسبت و اضافات كثرت نسبى حاصل مىنمايد ، پس وحدتش به درون ذات و احديت برمىگردد ، اين شئونات را حروف اصلى و كليات اسماى الهى خوانند ، و شئونات كه گفتيم مقصود انوار صفات حميده الهى است ليكن بدون امتياز - چنان‌كه در مقام احديت گذشت - . پس حق‌تعالى بر خلايق با اين اسماى حسناى خود تجلى فرمود ، تجلى واحد ، ولى به اعتبار تعدد مجالى و مظاهر در ظهور كثرت پيدا كرده است . و چون در ظاهر وجود دو اعتبار بود در ظاهر علم نيز دو اعتبار است ، پس او را وحدتى است نسبى و كثرتى است حقيقى ، وحدتش به حسب اعيان ثابته است كه به صفت وحدت ؛ علم الهى بر آن‌ها محيط است و از آن صور علمى ثابت به حروف مفردات و حروف بسيطه و كليات اسماى كونيه تعبير مىكنند و اين مرتبه را بطون علم نامند . اما كثرت در علم به اعتبار تعلق او به اعيان است ، زيرا اين‌جا اعيان را وجودى است خارجى ، يعنى در اين مرتبه علم الهى به حسب صور از يكديگر تمايز دارند ، لاجرم به حسب كثرت متعلقات ؛ در علم مطلق كثرت اعتبارى واقع شده است . عارف و اصل سيد قطب الدين نيريزى - قدس سره - در كتاب فصل الخطابش گويد : حروف عاليات عبارت است از شئونات الهى كه عبارت از باطن وجود و ظهور اسم اعظم است . و حروف مفردات عبارت از اعيان ثابته و اعيان مركبه و كلمات الهى است ، اعيان ثابته مطلقا در بطون علم‌اند و ظهور اعيان ثابته قوس ظهور علم است كه اعيان خارجىاند . به وجهى ديگر : حروف عاليات شئون ذاتيه است و در آن‌جا امتيازى نيست ؛ بلكه امتياز در حروف مفردات است كه اولين ابداع مىباشند . و اعيان ثابته علمى به فيض